تبلیغات
السلام علیک یا ثار الله - شعری در وصف شهدا2

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

 
شعری در وصف شهدا2
نویسنده : حمید رضا مهدیلو
تاریخ : شنبه 4 شهریور 1391

خبر این بود که یک سرو رشید آوردند

استخوان های تو را در شب عید آوردند

جیب پیراهنی آغشته به خون را گشتند

نامه ای را که به مقصد نرسید آوردند

نامه مثل جگر تشنه ی تو سوخته بود

قفل آن باز نشد هر چه کلید آوردند

مادرت گفت کبوتر شده ای، می دانست

آسمان را به هوای تو پدید آوردند

لحظه ی رفتن تو خوب به یادش مانده

آب و آیینه و قرآن مجید آوردند

جا نماز متبرک شده اش را آن روز

با گلی سرخ که از باغچه چید آوردند

وقت رفتن تو خودت روضه ی اکبر خواندی

کوچه ابری شد و باران شدید آوردند

سال ها بعد تو از راه رسیدی اما...

خوب شد مادرت آن روز ندید آوردند...

پیکری را که به شش ماهگی ات می مانست

پیکری را که به قنداق سفید آوردند

حتم دارم که خود حضرت زهرا هم بود

روزهایی که به این شهر شهید آوردند



::
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

Online User